نحوه ایجاد یک بیزینس کوچینگ پایدار (و دو برابر نرخ های شما در روند)

شما در یک گردهمایی دوستانه هستید. شخصی که شما او را نمی شناسید و با شما گفتگو می کند. سرانجام این سؤال مطرح می شود … در اینجا این است که به طور معمول برای من چطور است.

شخص: پس چه می کنید؟

من: من را در آنجا مربیگری و آموزش حرفه ای های جوان را اجرا می کنم.

پ: اوه ، بنابراین شما باید در فرم بسیار خوبی باشید ، ها؟

م: دمیت.

این مکالمه معمولی من در یک جمع است که من علاقه خاصی ندارم که به جزئیات آنچه در معنای مشاغل کمک به مردم است کمک کنم تا به آنچه انجام می دهند عالی باشند.

به عنوان خواننده کتاب Sparkline ، من شرط می بندم که شما ممکن است مربی را به عنوان راهی برای ایجاد جریان درآمد برای تجارت خود در نظر بگیرید.

مشکل مربیگری به عنوان حرفه ای در گرایش ما به متوسل شدن به آن به عنوان پاسخ برای تبدیل هر وبلاگ به یک تجارت یا ایده به درآمد نهفته است. متأسفانه ، همیشه اینطور نیست.

من موفق شده ام در طول 12 ماه گذشته میزان 444٪ مربیگری ساعت خود را افزایش دهم ، یک جریان درآمدی ثابت از مربیگری ایجاد کنم و مراجعه های منظم را از مراجعان فعلی خود تولید کنم. هدف من از این پست این است که به شما کمک کنم با سه قدم در همان مسیر شروع کنید:

مخاطب هدف مشخصی داشته باشید
ایجاد گزاره فروش منحصر به فرد
اثبات اجتماعی بسازید
بیا شروع کنیم.

مرحله 1: یک مخاطب هدف تعریف شده برای خدمات خود داشته باشید
“شما می توانید تا زمانی که دنیا راه درست را تعریف کنید ، در هر مکانی که می خواهید باشید بهترین باشید.” – ست گودین

برای اینکه در دنیا بهترین باشید ، باید تعریف خود را از جهان انتخاب کنید ، که با ایجاد تصویر واضح و شفاف از مخاطبان هدف شما شروع می شود. بیزینس کوچینگ

با تعریف مخاطب خود با موفقیت باید به چهار سؤال اساسی پاسخ دهید:

آیا شما به مخاطبان خود بسیار اهمیت می دهید؟

آیا مخاطبان شما قادر به پرداخت نرخ شما هستند؟

آیا می توانید 5-10 برابر نرخ مربیگری خود را در ارزش تولید کنید؟

آیا شما هنوز هم به کمک کمک می کنید؟

آیا شما به مخاطبان خود بسیار اهمیت می دهید؟
من معتقدم انتخاب مخاطبی که به شما اهمیت می دهد مهمترین اقدامی است که می توانید در ساخت یک تجارت موفق بردارید. با فکر کردن به “بهترین” مشتری های خود (این موضوع ذهنی است) یا طوفان مغزی لیستی از افرادی را که در زندگی خود دوست دارید با آنها کار کنید شروع کنید. چرا این افراد بهترین مشتری های شما بودند یا چرا می خواهید با آنها همکاری کنید؟ این افراد در چه چیزهایی با هم مشترک هستند؟ یا به عبارت دیگر ، چرا اهمیت می دهید؟

به عنوان مثال ، بهترین مشتری های من در گذشته حرفه ای های جوان بوده اند که صاحبان مشاغل یا بنیانگذاران ، مدیران یا فروشندگان هستند. من می توانم با چالشهای آنها ارتباط داشته باشم ، اخلاق کاری آنها به من انگیزه می دهد و افراد صحیح مایل هستند آنچه را که ارزش آن را دارم به من بپردازند. این گروه همچنین به من اجازه می دهد انواع چالش ها و فرصت های شغلی را ببینم ، که میل من برای کار بر روی پروژه های متعدد را برآورده می کند.

مخاطبی را انتخاب کنید که به آن اهمیت دهید.

آیا مخاطبان شما قادر به پرداخت نرخ شما هستند؟
این مخاطب در هر سال چقدر درآمد دارد؟ آیا مشاور مالی مشتریان ایده آل شما می گوید که آنها توانایی پرداخت دو برابر نرخ فعلی خود را (صرف نظر از ارزش ارائه شده) دارند؟

من در ابتدا با دانشجویان دانشگاه و کارمندان جوان حرفه ای مربیگری می کردم. این تصمیم بدی بود زیرا هیچکدام از این گروه ها توانایی پرداخت نرخ فعلی من برای خدمات مربیگری را ندارند.

این تحقق باعث شد تا مخاطبان خود را دوباره تعریف كنم و روی افراد زیر 30 مدیرعامل ، مدیران و فروشندگان در آتلانتا تمرکز كنم – آنها توانایی پرداخت نرخ های من را دارند ، من به آنها اهمیت می دهم و می توانم به آنها چهره به چهره برسم (كه اینگونه ترجیح می دهم برای فروش + مربی).

با مخاطبی کار کنید که قادر به پرداخت نرخ های شما باشد. اگر مخاطبان شما این توانایی را ندارند ، از اول شروع کنید یا مربیگری فردی را به عنوان یک سرویس مرور کنید.

منبع : https://v.gd/tDfmRu

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>